محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5531
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« جوانان را در نبردگاه ديدم « كه بينيشان به خاك آلوده بود « جوانى كه مدافع خويشتن بود « و در كار جنگ افروزى توانا « سگان بر او افتاده بود و تنش را مىدريد « و از خون وى پنجه رنگين داشت « مگر نديدى كه اسبان ميان قوم به جولان بود « و چهره هاى نكوى كشتگان را لگد مىكرد « ويراق آن به خون آغشته بود « كبد جوانان دلير را لگد مال مىكرد « و از سم خويش سرهايشان را مىشكافت « مگر نديدى كه زنان زير منجنيقها بودند « و موهايشان آشفته بود و خاك آلود « بانوان قوم و عجوزان و دختران شوهر نديده « سر بند بسته بودند « و بر دوش خويش خوردنى مىبردند « تنگ دست سينه برون زده اى را ديدم « كسان خويش را مىجسته بود « سرپوش او را ربوده بودند « و سرش با سنگ كوفته شده بود « اى كاش دانستمى كه در اين روزگار متغير